انتشار جهانی کتب و دیگر آثار ارزشمند در آمریکا و اروپا و توزیع جهانی آنها توسط رابط شرکت آمازون

مصطفی رحماندوست: هنر به دینی و غیر دینی تقسیم نمی شود

مصطفی رحماندوست معتقد است: هنر برای هنر وجود ندارد و این یک نوع ژست است که بعد از رنسانس در اروپا پیدا شد؛ چرا که هر اثری که لقب هنری گرفته باشد، بیشترین تاثیر را بر درون مخاطب داشته است.
این شاعر و مترجم، در خصوص تاثیرگذاری هنر دینی بر روی مخاطبان اظهار کرد: هنر برای انتقال هر مفهومی، به منظور تاثیر گذاری بر روی مخاطب، جنبه تسریع کننده دارد.

او افزود: هر هنری چون یک پنجره ای به سوی فطرت دینی ایست، ممکن است حتی ظاهرش آلوده شده باشد ولی به گفته بزرگی، پیامبران از دروازه وجود آدمی و برای تاثیر گذاری براندیشه انسان ها وارد می شوند و هنر از پنجره وجود انسان ها بیرون می آید تا بر حس وعاطفه تاثیر بگذارد. کار هنرمند واقعی دنباله گیری کار انبیا است. شاید بعضی از کسانی که به هنر روی می آورند از این موهبت الهی روی گردان شوند، اما واقعیت این است که کار هنر، کاری الهی است.
رحمان دوست با بیان اینکه هنر ریشه در فطرت آدمی دارد، تصریح کرد: علاوه بر یکسری از آثار هنری که رنگ دینی پیدا کرده، مانند کاشی کاری، مقرنس، تعزیه و.. حتی هنر های غیر دینی، به دلیل توان تاثیر و قدرت هدایتی که دارند، دینی اند. بسیاری فکر می کنند فقط هنری که صبغه دینی داشته باشد، هنر دینی است اما این گونه نیست که بتوان هنر را دینی یا غیر دینی کرد.

او تاکید کرد: هنر برای انتقال هر مفهومی جنبه کمک کننده و تسریع کننده در تاثیر گذاری بر روی مخاطب دارد. اخلاق و هنر خانواده یکدیگر هستند و باز هم چون ریشه در فطرت دارند برای انتقال مفاهیم اخلاقی راحت تر می توان از انواع هنر استفاده کرد. ممکن است شعر یا هنری وجود داشته باشد که جنبه ضد اخلاقی داشته باشد اما باید گفت که چنین فراورده ای از خود هنر هم که ذاتا اخلاقی و انسانی است، فاصله گرفته است.
این شاعر برجسته ایرانی افزود: اخلاق در زمان های گوناگون تعاریف مختلفی پیدا می کند، به عبارت دیگر اخلاق دو گونه است؛ گونه ای که ریشه در فطرت دارد و در تمام جوامع یکی است و گونه دیگر که حالت بیرونی دارد و در جوامع مختلف به نسبت تاریخ و جغرافیا و زمان تغییر پیدا می کند، ولی بازهم ریشه در اخلاق فطری دارد. ما می توانیم در جامعه ای انواعی از هنر یا اخلاق را پیدا کنیم که با کشورهای دیگر متفاوت باشد، اما همه دنبال رسیدن به “نیکی” هستند. مثلا در تعریف خوبی و بر خورد نیک با گل و سبزه، یکبار به گل و سبزه آب دادن خوب است و بار دیگر چیدن علف های هرز، هر دو در مسیر سر سبز شدن حرکت می کنند، گرچه با ظاهری متفاوت.
او تصریح کرد: این درک و تاثیر پذیری از آفریده های هنری را خداوند به انسان داده تا شاخک های حسی اش، هم خطر را و هم خوبی را احساس کند. اگر هنرمندی از فطرت خودش فاصله نگرفته باشد زودتر از دیگران می تواند به بقیه که با فطرتشان فاصله دارند، کمک کند تا به مسیر اصلی برگردنند.
رحمان دوست معتقد است: هنر برای هنر وجود ندارد و این یک نوع ژست است که بعد از رنسانس در اروپا پیدا شد؛ چرا که معتقدم هر اثری که لقب هنری گرفته باشد، بیشترین تاثیر را بر درون مخاطب داشته است، لذا مفهوم هنر برای هنر که مبتنی بر بی پیامی و بی تاثیری است، معنی پیدا نمی کند، بنابراین هر هنری تاثیر و پیام خود را دارد مگر اینکه موردی به وجود بیایید که نه به دنبال تاثیر و نه به دنبال مخاطب و حس هنری است.
او در پایان افزود: مسلما شعر و هر هنر دیگری می تواند زشتی ها را زشت تر و نیکی ها را نیکوتر و پرجذبه تر نشان دهد و وقتی که بزرگنمایی اتفاق افتاد در نشان دادن بدی های جامعه و خوبی های آن کاملا می تواند تاثیرگذار باشد.

www.khabaronline.ir/detail/246421